شعر«خمینی ای امام» برای بسیاری از آنها که در بحبوحه انقلاب بودند، یادآور خاطرات شیرین ورود امام به میهن است، نسلهای بعدی هم که در آن دوره نبودند، این شعر را بارها شنیدهاند، این سرود همیشه در سالگرد پیروزی انقلاب و مراسم ۲۲ بهمن در مدرسهها توسط گروه سرودی که تو هم دلت میخواست در آن بودی اجرا میشد. این شعر سروده حمید سبزواری است که در روزهای پیش از آمدن امام(ره) به ایران سروده است که توسط حمید شاهنگیان آهنگسازی شد و در لحظه ورود امام خمینی (ره) به وطن در فرودگاه مهرآباد پخش شد.
حمید سبزواری در خانوادهای اهل شعر و شاعری در سبزوار ۸۳ سال پیش متولد شد، پدربزرگش شعر میگفت و او نیز از دوران دبستان شعر گفتن را شروع کرد. پس از پایان دبیرستان، احساس کرد نیاز به خواندن درسهای قدیمی دارد و تا جاییکه احساس نیاز میکرد خواندن آن دروس را ادامه داد و بعد از آن در یکی از دبیرستانهای سبزوار به تدریس پرداخت. پیشهاش ابتدا معلمی بود که بعد به تهران منتقل شد و در زمان جریان ملی شدن نفت و فعالیت او باعث شد تا از وزارت فرهنگ سبزوار اخراج شود. او شعرهای زیادی در حال و هوای انقلاب دارد که معروف ترین آنها شعر«خمینی ای امام» است. سبزواری درباره سرودن این شعر و حال و هوای آن روزهای انقلاب میگوید: موقعی که امام خمینی(ره) از ایران رفتند، مردم و ملت ما به طور کلی سرمایه معنوی را از خود دور میدیدند و در تمام لحظهها به یاد امام خود بودند، آنها از رفتن امام(ره) تا بازگشت او آرامشی نداشتند و دستگاه نیز در حال معارضه با مردم بود، مردم نیز به خیابانها میریختند و شعار میدادند.
او با یاد کردن آن روزها درباره سرود «خمینی ای امام» توضیح میدهد: این سرود را من قبل از پیروزی انقلاب سرودم؛ یعنی وقتی که امام(ره) از نجف به پاریس رفتند. در آن موقع اعلامیههای حضرت امام به ایران میآمد و مثل شبنامه تکثیر میشد و سخنرانیهای ایشان در نوار کاست ضبط میشد و در دست همه میچرخید، وقتی این نوارها تکثیر شد، یک طرف این نوارها خالی بود، دوستانم به من گفتند که شعری برای طرف دیگر نوار بگو که من یکی از شعرهایی که سرودم «خمینی ای امام» بود که به همراه سخنرانیهای امام تکثیر میشد. پیش از انقلاب خیلیها در ماشینها و خانههایشان این سرود را داشتند و گوش میکردند.
این شاعر میگوید: وقتی که همه درها بسته شد و رژیم دیگر به ستوه آمده بود، قرار شد که امام (ره) به ایران بیایند، با خود گفتم که وقتی امام میآید، خوب است شعری داشته باشم که در فرودگاه بخوانم، بنابراین سه شعر؛ «خوش آمدی امام ما» و«خمینی ای امام» و «برخیزید ای شهیدان راه» را که سروده بودم، برای آن روز آماده کردم که «خمینی ای امام» قبلا ضبط شده بود؛ اما آن را ضبط مجدد کردیم که در فرودگاه پخش شد.
او خیلی دلش میخواست که آن روز خود در فرودگاه مهرآباد شعرش را برای امام (ره) بخواند اما جمعیتی که تا دو یا سه کیلومتری فرودگاه برای استقبال از امام خمینی(ره) آمده بودند، آنقدر زیاد بود که او در آن ازدحام نتوانست خود را به فرودگاه برساند؛ اما وقتی سرود:
خمینی ای امام خمینی ای امام
ای مجاهد ای مظهر شرف
ای گذشته ز جان در ره هدف
هر زمان میرسد از تو این ندا
ای اسیران و مستضعفان به پا
زیر بار ستم زندگی بس است
در فرودگاه پخش شد، او نزدیک فرودگاه آن را شنید و خوشحال بود که کار او ارزش داشته است که پخش شود و زحمت او به هدر نرفته است.
او میگوید: فکر کردم امام از فرودگاه به کجا خواهد رفت، مطمئن بودم که ایشان تا مزار شهدا نروند استراحت نمیکنند، چون ما برای انقلاب بسیار کشته داده بودیم و مطمئن بودم که ایشان حتما به بهشت زهرا(س) خواهند رفت که در آنجا هم سرود:
برخیزید ای شهیدان راه خدا
ای کرده بهر احیای حق جان فدا
برخیزید رهبر آمد کنون کنارتان
پخش شد، هر چند او این شعر را هم نتوانست خود بخواند اما از پخش آن در آن روز تاریخی بسیار خوشحال بود.
این شاعر معتقد است که در آن دوره نه تنها او؛ بلکه تمام ملت سرودها سرودند، بعضیها با نگاه، بعضیها با جانفشانیهایشان. مردم همیشه در خیابانها بودند و شعارهایشان شعر آنان شد.
او علاوه بر این شعرها شعر دیگری دارد که درباره امام(ره) است که در همان روزها در حال و هوای انقلاب سروده است:
خوش آمدی به وطن ای مجاهد ای رهبر
گران مبادت بر جان خسته رنج سفر
خوش آمدی که به سوغات دوستان داری
ز استواری ایمان نوید فتح و ظفر
او شعری هم درباره شهید مطهری دارد که بارها آن را شنیدهایم:
ای مجاهد شهید مطهر
مرتضی را چو آیینه مظهر
ای شهید ره حکمت و علم
خون تو حافظ دین و دفتر
او شعرهای زیاد دیگری دارد که در حوادث انقلاب، جنگ و بسیاری از مسائل دیگر سروده است او این شعرها را سرمایههای فرهنگی و حماسی ما میداند و اعتقاد دارد: نهادی باید به عنوان یادی از گذشته این حماسهها را منتشر کند تا آنها به عنوان سرمایهها ملی ما برای جوانان ضبط شود.
میگوید از همان روزهای اول انقلاب با صدا و سیما همکاری داشته است، روزقبل از عزل بنی صدر به دفتر او رفت و نامهای که در آن معرفی اش کرده بودند به او داد اما توجهی به آن نامه نشد، نامه را کنار گذاشت و تقریبا محترمانه عذرمان را خواست بعد از این که بنیصدر عزل شد، خواستند که با صدا و سیما همکاری کنیم، ما هم شب شعری در صدا و سیما، در اداره تولید تشکیل دادیم.
سبزواری همچنین بعد از پیروزی انقلاب در کمیته ادبی فرهنگی انقلاب که زیر نظر آیتالله خامنهای تشکیل میشد، شرکت داشت. دراین کمیته علی موسوی گرمارودی و سپیده کاشانی، مشفق کاشانی، مهرداد اوستا و دیگرانی که او در خاطر ندارد شرکت میکردند که آیتالله خامنهای به تبع عشق و علاقهای که به شعر و شاعری داشتند در این مجالس شرکت میکردند تا این که حادثه سوءقصد به ایشان پیش آمد و از آن به بعد دیگر به این جلسه نیامدند.
او درباره شعر انقلاب اعتقاد دارد که ما قبل از انقلاب هم شعر انقلابی داشتهایم و بسیاری از شاعران ما شعرهایی درباره انقلاب و مبارزه سرودند که بسیاری از آنها امروز نیز ماندگار هستند.
این شاعر در ماندگاری شعر انقلاب تردیدی ندارد و میگوید: امروز نمونههای بی شماری از شعرهای انقلاب منتشر شده است که از استواری بسیار خوبی برخوردار هستند و امروز شاعران جوان ما نیز به این گونه ادبی روی آوردهاند که این جای امیدواری بسیاری دارد.
به باور سبزواری شعر انقلابی امروز ما از ایستایی قبل از انقلاب خارج شده است و نسل جدیدی از شاعران جوان انقلاب با سرودههایی در خور توجه به مسائل روز واکنش نشان میدهند و این میرساند که صلاح و سلامت مملکت خود را خوب تشخیص میدهند.
از حمید سبزواری تاکنون مجموعه شعرهای زیادی در قالبهای قصیده، غزل، مثنوی، قطعه و نیمایی منتشر شده است.
از جمله آثار وی «سرود سپیده»، «سرود درد» (برگزیده جایزه کتاب سال)، «جلوه دو آفتاب در شهر حمید»، «سرودی دیگر»، «یاد یاران» و منظومهای در رثای سردار جهادگر شهید مهندس سیدمحمد تقی (رضا) را نام برد.